تبليغاتX
آبی تر از از آنیم که بی رنگ بمیریم

آبی تر از از آنیم که بی رنگ بمیریم

اگه بدونی محمد عزیزم چقدر دوست دارم

HOMEPAGE

E-MAIL

می خوام واسه دل خودم بنویسم فقط دل خود خود خودم

پس بیاید اینجا http://jojak69.blogfa.com/ خوشحال میشم مثل همین وبلاگ بهم سر بزنید منتظرتونم بدوئید چشم براهم نذارید حداقل شما .

یه بارم که شده از تنهایی درم بیارید .

منتظرم جیگرای خودم . سرنوشتم توشه اگه خواستید بیاید

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 15:37 توسط فرشته ی تنها |

بستمش چون حالم از محمد بهم می خوره

تموم شد

مرسی که بهم سر زدید

بای واسه همیشه

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 11:58 توسط فرشته ی تنها |

روزی که عاشقت بودم    

 

تنها یک گناه می کردم.          

اینکه حس میکردم. 

دستات تو دستام 

اما از روزی که ازت جدا شدم 

هزار بار گناه می کنم

اینکه همیشه حس میکنم

تو در پیش منی...

 

به امید روزی که...

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 10:31 توسط فرشته ی تنها |

patogh irكاش بودي تا دلم تنها نبود patogh ir

patogh irتااسير غصه ي فردا نبودpatogh ir

patogh irكاش بودي تا نگاه خسته ام patogh ir

patogh irبي خبر از موج و درياها نبود patogh ir

patogh irكاش بودي تا دو دست عاشقم patogh ir

patogh irغافل از لمس گل مينا نبودpatogh ir

patogh irكاش بودي تا زمستان دلم patogh ir

patogh irاين چنين پر سوز و سرما نبودpatogh ir

patogh irكاش بودي تا فقط باور كني patogh ir

patogh irبي تو هرگز زندگي زيبا نبودpatogh ir

patogh irکاش قلبم درد پنهانی نداشتpatogh ir

patogh irچهره ام هرگز پریشانی نداشتpatogh ir

 patogh irبرگهای آخر تقویم عشقpatogh ir

patogh irحرفی از یک روز بارانی نداشتpatogh ir

patogh irکاش می شد خالی از تشویش شدpatogh ir

patogh irبرگ سبز تحفه درویش شدpatogh ir

patogh irکاش تا دل می گرفت و می شکستpatogh ir

patogh irعشق می امد کنارش می نشستpatogh ir

patogh irکاش من هم یک قناری می شدمpatogh ir

patogh irدر تب آواز جاری می شدمpatogh ir

patogh irبال در بال کبوتر می زدمpatogh ir

patogh irآن طرفتر ها کمی سر می زدمpatogh ir

patogh irبا قناری ها غزل خوان می شدمpatogh ir

patogh irپشت هر اواز پنهان می شدم.patogh ir

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 10:12 توسط فرشته ی تنها |

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 14:38 توسط فرشته ی تنها |

  باور نکن تنهایی ات را     من در تو پنهانم تو در من

از من به من نزدیک تر تو

                       از تو به تو نزدیک تر من

 

باور نکن تنهایی ات را     تا یک دل و یک درد داری

تا در عبور از کوچه ی عشق

                      بر دوش هم سر می گذاریم

 

دل تاب تنهایی ندارم       باور نکن تنهایی ات را

هر جای این دنیا که باشی

                     من با توام تنهای تنها

من با توام هر کجا که هستی

                   حتی اگر با هم نباشیم

حتی اگر یک لحظه یک روز با هم در این عالم نباشیم

این خانه را بگذار و بگذر با من بیا تا کعبه ی دل

باور نکن تنهایی ات را     من با توام منزل به منزل

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 11:38 توسط فرشته ی تنها |

 

  

M.H.P00                    

                    
  

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 11:13 توسط فرشته ی تنها |

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 10:16 توسط فرشته ی تنها |

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 10:13 توسط فرشته ی تنها |

 

    

 

دستامو بگیر

                            به چشمام نگاه کن

                            می خوام با شعله های نگاهم

                            مزرعه ی چشماتو آتیش بزنم

                            با من بیا....

                                                  با من بیا..

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 10:12 توسط فرشته ی تنها |

 

چه تلخ است لذت را تنها بردن...
و چه زشت است زیبایی را تنها دیدن...
و چه بدبختی آزاردهنده ایست تنها خوشبخت بودن...
در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است!!!
تنها بودن بودنی به نیمه است...
و من برای نخستین بار در هستی ام رنج تنهایی را احساس کردم...

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 10:7 توسط فرشته ی تنها |

                       

به بلبلي عاشق گفتم ....
تا به حال از گلي پژمرده سراغي گرفته اي ...؟
با بوته اي سرما زده همنشيني كرده اي....؟
به عيادت گل حسرت رفته اي .....؟
بوسه اي بر گلبرگهاي گل انتظار نشانده اي ....؟
تا به حال در گورستان پائيز بوته لرزاني را در آغوش گرفته اي…….. ؟
قلبت را بر خارش فشرده ايي ......؟ با خون گرمت آبياريش كرده اي......؟
و با گرماي وجودت معشوق را به گل نشانده اي....!!!!
 
تو هم مثل ما انسانها هزار رنگي و عاشق رنگ ...كنار گلي خوشرنگ
مي نشينم. آواز ريا سر ميدهي گل دلداده را رها ميكني . مي پژمراني
 .....تمامي عمر كوتاهش را به انتظارت مي نشاني ...و هوسبازانه به خلوت گلي ديگر مي
گريزي.......... !!!!

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 10:5 توسط فرشته ی تنها |

کاش امتداد لحظه ها تکرار دوباره ي با تو بودن بود...

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 11:11 توسط فرشته ی تنها |

سلام به همه بر  و بچس بحال و دوستای خودم .

خوبید بازم ممنونم که منو قابل دونستید و اومدید بهم سر زدید . شماها که نمی دونید این سر زدناتون چه معنی میده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یعنی اینکه بام ارزش قائل هستید و من  هم در مقابل این احترام رو به شما می ذارم . بچه خواهرم اومده نمی دونید چقدر خوشحالم . اون یکی ابجیم هم اومده و داداشم هم قراره ۳شنبه از نیشابور (دانشگاه) بیاد و گفته که به کسی نگم . خلاصه جمعمون جمعه فقط داماد کوچیکه که در اینده قرار بشه شوهر من که محمده وای کاش میشد محمد میومد خونمون وای ی ی ی ی ی یچی میشد اگه میشد

بالاخره هر چی قسمت بخواد همون میشه

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 14:25 توسط فرشته ی تنها |

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 8:7 توسط فرشته ی تنها |

       TinyPic image

          TinyPic image  باعرض سلام خدمت تمامی دوستان عزیز  یکی از بزرگترین و قویTinyPic image

                        ترین سیستم چت فارسی در ایران  افتتاح شد

                                TinyPic image همراه باشید در بزرگترین سیستم چت در ایرانTinyPic image

                       TinyPic imagewww.chatkia.comTinyPic image

سلام بچه ها وقتی رفتید تو این سایت اول جاوا رو دانلود کنید بعد از اینکه دانلود تموم شد سایت چت کیا و ببندید  .

جاوایی که نصب کردید رو اجرا کنید بعد دوباره سایت چت کیا رو باز کنید پایینش نوشته نیک نیم ُ اسم خودتتونو بزنید و وارد بشید سایت بشید 

این راهنمایی هم برای دوستانی که نمی دونستن چه جوری از این سایت استفاده کنن .

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 8:5 توسط فرشته ی تنها |

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 10:19 توسط فرشته ی تنها |

سلام به دوستای گل گل خودم . حالتون که انشاءالله خوب هست .

چرا کم کم بهم سر می زنید . من کارمو عوض کردم دیگه تو کافی نت کار نی کنم . یه جا تو همون انقلابه کار تایپ و ریسو و طراحی کارت ویزیت و اینا . ...

باورتون میشه من دیگه پیش محمد کار نمی کنم  قبول کردنش خیلی برام مشکل بود .

روزی که فهمیدم باید از اونجا برم بیرون خون گریه می کردم اصلا باورم نمی شد که چینن اتفاقی افتاده باشه . تو خیابون فقط داشتم گریه می کردم .

خدا باعث و بانی شو لعنت کنه

محمدم همش دلداریم میداد که حل میشه ناراحت نباش .

تا برسم به خونه نمی دونید چی کشیدم داشتم دیونه میشدم باوش برام سخت بود .  وقتی رسیدم خونه زنگ زدم به محمد که گفت برات همون طرفا کار پیدا کردم .انگار دنیا رو بهم داده بودن

خلاصه از فردا رفتیم سر همون کارو و حالا بماند که با چه دنگ و فنگی حقوقم و گرفتم .

 

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 10:18 توسط فرشته ی تنها |

بارون خیلی قشنگه چون از همه کثافت کاریا پاکت میکنه

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 10:4 توسط فرشته ی تنها |

 

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 9:46 توسط فرشته ی تنها |

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 9:43 توسط فرشته ی تنها |

لیلی عشق من شدی من مثل مجنون میخوامت

                                                         

 


+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 9:42 توسط فرشته ی تنها |

محمد نازم توي دنيا اگرهيچي هم نداشته باشي مطمئن باش ۳چيزهميشه مال توئه خداي مهربون فكراي قشنگ و قلب كوچيك من

+ نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 13:1 توسط فرشته ی تنها |

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 11:15 توسط فرشته ی تنها |

سلام بچه ها خوبید . به سلامتی ماه رمضون هم تموم شد . راستی ببخشید که یه ذره دیر بهتون عید فطر رو تبریک میگم  آخه این چند روز خیلی سرم شلوغ بود وقت نمی کردم بیام آپ کنم .

خوب جه خبر خوبید همگی . من و محمدوم خوبیم داریم با هم کار می کنیم و ......

دلم براتون تنگ شده بود چرا کم کم میاد بهم سر می زنید فقط امیر معرفت داره میاد تند تند بهم سر میزنه

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 12:58 توسط فرشته ی تنها |

اگه می خوای بری برو
به پشت سر نگا نکن
حتی اگه صدات زدم
دیگه تو اعتنا نکن
به فکر قلب من نباش
که بشکنه یا نشکنه
هر جای دنیا که باشی
دلم به یادت می زنه
دیدن خوشبختی تو
برای من همین بسه
مهر توبه دلم نشست
این واسه من مقدسه
ستاره دنباله دار
فقط ماله تو قصه هاست
حقیقتوبخوام بگم
جدایی سهم آدماست

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 12:56 توسط فرشته ی تنها |

با هزار و يک ترفند شاخه گلي مصنوعي را در ميان گلهاي شاداب گلدانت پنهان کردم، و در دفتر خاطراتت نوشتم: «تو را دوست دارم، خواهم داشت تا زماني که آخرين گل پژمرده شود...»

mahan_online

 اگر در خواب میدیم غم روز جدایی را به دل هرگز نمیدادم خیال آشنایی را

mahan_online

تیری زدی به قلبم رد نکردم جدایی را تو کردی من نکردم

mahan_online

 اگر چشمان من دریاست تویی فانوس شبهایش اگر حرفی زدم از گل تویی مفهوم و معنایش

mahan_online

 در دنیایی که مردمانش عصا از دست کور میزنند من خوشباور آنجا محبت جستجو کردم

mahan_online

  اونی که از معرفت و مردونگی دم میزنه بی هوا از پشت به آدم خنجر میزنه

mahan_online

 معرفت در گرانیست به هر کس ندهندش پر طاووس قشنگ است به کرکس ندهندش

mahan_online

 دوست دارم سیگار باشم لوطیان دودم کنند دوست ندارم شمع باشم دختران فوتم کنند

mahan_online

واست شب اس ام اس زدم که بگم : دنیام تاریکه مثل شب ، تنهام مثل ماه ، کوچیکم مثل ستاره ؛ اما دوستت دارم اندازه آسمونی که اندازه نداره...

mahan_online

چه رنجی است لذت ها را تنها بردن... و چه زشت است زیبایی ها را